آسمان؟

اعوذ باالله من الشیطان الرجیم
ای عزیز ! شیطان به عزت خدا قسم یاد کرده است که تورا منحرف سازد.تو نیز به عزت خدا سوگند یاد کن با پناهندگی به ذات اقدسش به شیطان سیلی مخالفت زنی .پس پناه می بریم به دژ استوار حق تعالی از تیرهای مثلث، شیطان ،نفس ودنیا .( خدايا، پناه مي‌برم به تو از هیجان حرص و افروختن غضب و غلبه حسد، و ضعف صبر و کمی قناعت و تندخوئی و زیاد روی شهوت و روحیه خود ستائی ،و پيروي هواي نفس، و سرپيچي از راه راست، و فرو رفتن در خواب غفلت، و كوششِ بيش از نياز، و برگزيدن باطل به جاي حق، و اصرار بر گناه، و كوچك شمردن معصیت ، و بزرگ نماييِ طاعت.پناه مي‌برم به تو از به خود نازيدنِ توانگران و خوار شمردن تهیدستان و بد رفتاري با زیر دستان و ناسپاسي در حقّ آن كس كه به ما نيكي كرده است.خدايا، به تو پناه مي‌برم از ياري كردن ستمگر و خوار داشتن ستم ديده و درخواستِ چيزي كه حقّ ما نيست و ندانسته سخن گفتن.و به تو پناه مي‌بريم از اين كه در دل خيال فريب كسي را بپروريم و شيفته‌ي كردار خود شويم و آرزوهاي دور و دراز كنيم.به تو پناه مي‌بريم از بد سرشتي و ناچيز شمردنِ گناهانِ كوچك و اين كه شيطان بر ما چيره شود، يا روزگار ما را بيچاره و تيره روز گرداند و يا پادشاهي بر ما ستم ورزد.به تو پناه مي‌بريم از اسراف كردن و نيافتن روزي به مقدار نياز.به تو پناه مي‌بريم از سرزنش دشمنان، و نيازمندي به همانندِ خود، و زندگي در سختي، و مردن بي‌توشه‌ي آخرت.
به تو پناه مي‌بريم از بزرگ‌ترين حسرت، و سنگين‌ترين ناگواري و بدترين تيره‌بختي و بد سرانجامي، و نا اميدي از پاداش نيك. و فرود آمدن عذاب.خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به رحمتِ خود، من و همه‌ي مردان و زنان با ايمان را از آنچه گفته شد، در امان دار، اي مهربان‌ترين مهربانان.دعای هشتم صحیفه سجادیه )

اللهم عجل

الا که روح خدایی، خدا کند که بیایی تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی
زچهره پرده برافکن به ظلم شعله درافکن تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی
نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی
ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

آسمان؟

در آسمان پر ستاره درخشش مهتاب با قرص نورانیش شب را معنای دگر می بخشد .درخشش ماه از دور دستها بر جزء جزء سیاره خاکی از انرژی .حیات. نیروبخشی ودگرگونی ها. سخن می گوید .تفسیر طبیعت از شعاعهای نور مفاهیمی متفاوت را تداعی می بخشد .شاید انعکاسی که مهتاب از حضور بر صندلی خالی در گوشه ای از طبیعت سبز زمین ارائه می بخشد " در آرزوی انسانی خاص غرق در آرزوها و رویاها به امید نورانی گشتن و نور افشانی در تاریکیهاست ......

شيطون

شیطان بنابر شنیده هامون چند نوعه.نظر من اینه که یه عدد شیطان هم تو وجود هر ادمیه که همون نفس اماره میتونه باشه.همه چیزو میشه از رو ضدش شناخت .که بنا به گفته ای نصف خداشناسی تو شیطان شناسی نهفته است.از قدیم خیلی افسانه ها درمورد شیطان وشیطان صفتان وجود دارد.شیطان اسم خاص نیست بلکه قدرتی بسیار قوی و بسیار زشت و ناپسند است.یه چیز شدیدا بی نشان که وجود خارجی ندارد.اما ما وقتی اسم شیطان رو میاریم منظورمون همون ابلیسه(که سجده نکرد در مقابل ما...در قران هفتاد بار بصورت مفرد و 18بار بصورت جمع اومده)اما علاوه بر ابلیس دو نوع شیطان هم داریم:از نوع جن و از نوع انسان برخی از القاب شیطان عبارتند از :ابلیس(نا امید و سرگردان)-وسواس(وسوسه کننده)-خناس(پنهان شونده)-رجیم(سنگسار شونده که خواهد شد)-عزازیل(در عبری به معنی عزیز شده در میان فرشتگان/بزی که کفاره گناه بر دوش دارد)-حارث(درمیان فرشتگان)-صاغر(پست و ذلیل)-مذئوم و مدموره(با خواری رانده شده)-مذموم(سرزنش شده)-غوی(راه هلاکت در پیش گرفته)-عفریت-مارد و مرید-شیصبان-وهار-ابولبینی و ...همانطور که میدونید شیطان هزاران سال خدا را عبادت کرد و تنها 4 هزارسال مشغول خواندن نماز بوده.که برمیگره به خدا پس از رانده شدن میگه که تو اعمال هیچکسی رو تباه نمیکنی پس من هم در مقابل اعمالم از تو یه چیزایی میخوام خدا هم قبول میکنه که از جمله درخواستهاش:زندگی تا اخر الزمان-نفوذ به خون و وجود ادمیزاد-در ازای تولد هر ادمیزاد دو تا شیطان بوجود بیاد(تکاندهنده بود)-شیطان بتونه انسان رو ببینه ولی انسان نتونه و....در برخی روایات شیطان رو سگ خدا نامیده اند چون به افراد ضد خدا بیشتر حمله کرده و انها را تباه میکند.(شیطان با مالیدن رانهای خود به دیگر تولید مثل میکند)و یه چیز دیگه که دلم نیومد ننویسم اینکه شیطان واسه خودش ادیسونی بوده و خیلی از کارها برای اولین بار توسط او انجام شده است.:

1-اولین کسی که مقایسه نمود و خود را از ادم برتر دانست

2-اولین کسی که در پیشگاه خدا تکبر کرد و از خالق خودش سرپیچی کرد

3-اولین کسی که معصیت و نافرمانی اشکارا را با خدا اغاز نمود

4-اولین کسی که دروغ گفت(به حوا و ادم که خدا حلال کرده میوه ی ممنوعه رو)

5-اولین کسی که به دروغ قسم خورد(...من شما را نصیحت میکنم)

6-اولین کسی که نماز خواند و یک رکعتش 4 هزارسال طول کشید

7-اولین کسی که به منبر رفت و برای ملائکه سخنرانی کرد

8-اولین کسی که غنا و اواز خواند(زمانی که میوه ممنوعه خورده شد)

9-اولین کسی که به خدا مشرک شد

10-اولین کسی که نوحه خواند و گریست(ترد شدن از بهشت)

11-اولین کسی که لواط کرد(به پیش قوم لوط امد)

12-اولین کسی که دستور ساخت منجنیق را داد( تا ابراهیم را به اتش بیاندازند)

13-اولین کسی که دستور ساخت حمام را داد(حضرت سلیمان)!

14-اولین کسی که دستور ساخت شیشه را داد(حضرت سلیمان)!

15-اولین کسی که دستور ساخت صابون واسیاب را داد!

16-اولین کسی که با ابوبکر برای انحراف مردم بیعت کرد.

17-اولین کسی که خدا را در اسمانها پرستید

18-اولین کسی که عبادت او فرشتگان را متعجب کرد.

19-اولین کسی که به خدای خود اعتراض کرد

20-اولین کسی که شبیه شدن به دیگری را مطرح و مردم را به ان ترغیب کرد.

21-اولین کسی که سحر و جادو کرد و انرا به مردم اموخت

22-اولین کسی که ساز درست کرد و انرا نواخت!

23-اولین کسی که برای زیبایی زلف گذاشت!

24-اولین کسی که برای مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید!

25-اولین کسی که شراب را براي مست کردن درست کرد.

26-اولین کسی که ساخت الات لهو و لعب را به  قابیل اموخت

27-اولین کسی که وقتی وارد جهنم میشود خطبه میخواند.

28-اولین کسی که با اتش حسدش شعله ور شد.

29-اولین کسی که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.

30-اولین کسی که خدا اورا لعنت نمود و از خشمش فریاد کشید.

31-اولین کسی که گریه دروغی نمود

32-اولین کسی که دستور مساحقه را داد(قوم لوط)

و....

                                         ***
امامها و پیامبر میکروب رو هم شیطان میگفتند .برای انکه مردم میکریب و بیماری و و ... سرشون نمیشد ولی همون معنی زشت و ضرر رسانده رو دارند.امیدوارم خوشتون اومده باشه.برای خودم که خیلی جالب بود.البته شاید بعضیاش واقعی بنظر نرسند ولی همشون منبع دارند و موثق اند.ولی یه سوالی که الان به نظرم رسید اینه که شیطان اگه خواست توبه کنه چطوری میشه؟پس ببینید ما  چقدرباید مراقب اعمالمون باشیم و اعتماد خدا روجواب بدیم و نامردی و بی مرامی نکنیم چون خدا به خاطر ما شیطان رو- تا اون زمون بهترینش رو- از بهشت بیرون کرد و دشمن خودش خواند به نظرتون    نا مردی نیست که پیرو شیطان باشیم.؟؟؟!

فطرت!

عجب روزگاریست.انسان ها بد شده اند.فکر میکنم دیدن نشانی از آن فطرت خوب رویا شده است.بیایید چراغ را به سوی درون خود بیفکنیم.جهان به شدت تشنه است.تشنه ی بارانی که بر سر مردمان ببارد.تشنه ی محبت-همدلی-عشق-ازادی –مدارا-عدم خشونت -عدالت - عدالت و عدالت.زندگی در دنیا....شکست پس از شکست و این سرگذشت مردمان خاکی این کره خاکی است.آیا ادامه خواهد داشت؟میدانید همه انسانها دچار زنجیره ی بسته ی خشونت شده اند.ایا راهی برای گسستن این دایره سخت که اکنون روح همگی مارا گرفته است وجود خواهد داشت؟همه انسان ها اهل نظر شده اند.ولی اهل عمل چه کیمیا!به قول گاندی ما بهشت را گم کرده ایم.در چندین سال گذشته جهان شدیدا"پیشرفت کرده است ولی انساها از ترس هم حتی نفس راحتی نکشیده و هیچ گاه احساس امنیت نکرده است.دکتر چارلز اف کترنیگ امریکایی  میگوید:ما دانش کافی برای تهیه غذا برای تک تک ساکنان کره زمین داریم اما سه چهارم جمعیت دنیا غذای کافی برای خوردن ندارند.فقر را بشر ساخته است چون بمب اتم و اسلحه مهمتر است .یا اینکه چندین میلیارد در حساب شخصی خود داشته باشیم و لی در جایی همین نزدیکیها مردم از گرسنگی بمیرند."اگر تمام قله های ثروت خرد شود تمام دره های فقر پر میشود"این همه جنگ آیا این قابل قبول است که کودکی 10ماهه کشته شود.بمب بر سرش ببارد.فقط انسانهای پست چنین چیزی را میتوانند تحمل بکنند.البته همه ی ما هم هستیم وهم نیستیم.در حالی که همگی میتوانیم بهشت دومی را در همین دنیا بسازیم.به شرطی که زیاده خواهی کنار رود.اگر همه به حق خود قانع باشند فرد دیگری از حق خود محروم نخواهد شد.فکر میکنم گاهی خدا هم به حال مردمی که آفریده گریه میکند که اینطوری به جان هم افتاده اند شاید هم میخندد و میگوید اینها به هم رحم نمیکنند ومن هم نخواهم کرد.و شاید هم بقول تورات میگوید کاش نیافریده بودمشان ولی به قول دیگری هر کودکی با پیام اینکه خدا از انسان نومید نشده است به دنیا میاید.این دنیا خیلی گیج کننده شده و من فکر میکنم پایان نزدیک و نزدیکترشده است.ولی کا ش و ای کاش که در این مدت باقیمانده چه درازو چه کوتاه مردم به فطرت خدایی خویش بازگردند تاهمگی بتوانیم امنیت را حس کنیم البته از نوع مطلقش را.

كو تا نوروز!

مانده تا برف زمین آب شود   مانده تا بسته شود این همه   نیلوفر وارونه چتر   نا تمام است درخت
زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد   وفروغ تر پشم حشرات  وطلوع سر غوک از افق درک حیات مانده تا سینی ما پر شود از سنبوسه و عید  در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد و نه آواز پری میرسد از روزن منظومه برف  تشنه ی زمزمه ام  مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد* پس چه باید بکنم   من که در موسم بی چهچه سال تشنه ی زمزمه ام؟ بهتر آن است که برخیزم رنگ را بردارم  روی تنهایی خود نقشه ی مرغی بکشم… معنای زندگی نبردی است کز ان نبرد از بند وارهند کسانی که برده اند بهروزتر زیند کسانی که زنده اند بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن …

كنكور زندگي

1-هرگز امید کسی را سلب نکن .شاید این تنها چیزی باشد که دارد.

2-دعا کن /اما نه برای رسیدن به مال و ثروت بلکه برای بدست اوردن عقل و شجاعت.

3-وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن/از انها درس بگیر و بگذر.

4-خودت را به راحتی زیر دست و پا نینداز/یاد بگیر که کوتاه و مودبانه" نه" بگویی.

5-جسور و شجاع باش/وقتی به گذشته نگاه کنی نسبت به آن چیزهایی که نکرده ای بیشتر از ان چیزهایی که کرده ای تاسف خواهی خورد.

6-به دنبال فرصت باش نه امنیت/جای قایق در بندرگاه امن است اما به مرور زمان کفه اش خواهد پوسید.

7-هر از گاهی اماده ی باختن باش.

8-از زمان و کلمات با بی توجهی استفاده نکن/چون هیچکدام قابل بازگشت نیستند.

9-در مبارزه ضربه ی اول را بزن و محکم هم بزن.

10-شریک زندگیت رابا دقت انتخاب کن/نودو پنج درصد خوشبختی ها و بد بختی های زندگیت ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود.

11-همیشه به افکار بزرگ فکر کن و از شادیهای کوچک لذت ببر.

12-گوش کردن را یاد بگیر چون گاها فرصتها بسیار اهسته در میزنند.

13-به همه سیاستمداران مشکوک باش...

14-طوری زندگی کن که بتوانند روی سنگ قبرت بنویسند"متاسف نبود"

15-مراقب کسانی باش که ادعا میکنند بسیار صادقند.

16-یادت باشد ازدواج به دو چیز وابسته است:همسر خوب بودن و همسر خوب داشتن.

17-از رفتن به مسجدي که تو را یاد خدا نمی اندازد جدا" بپرهیز.

18-خورشید صفت با همه کس یک رو باش.

19-یادت باشد انهایی که به سنگسار اسمان رفتند/سرشکسته برگشتند.

20-خواننده ی عزیز اخرین نکته رو شما کامل کنید.......؟

اگه یکی بتونه به همه چیزهایی که یاد گرفته و میدونه عمل کنه .زندگیش بهشت میشه.دنیا عالی میشه خلاصه خیلی خوب میشه حیف که حرفای خوبی میزنیم اما اصلآ معلوم نمیشه کی خوبه و مرد عمله جز به مرور زمان!

قسمتی از نامه امام علی به امام حسن:

بدان خدایی که گنجهای آسمان و زمین در دست اوست به تو اجازه در خواست داده و اجابت انرا به عهده گرفته است.تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند.درخواست رحمت کنی تا ببخشاید.و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری.در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است.در کیفر تو شتاب نداشته ودر توبه و بازگشت بر تو عیبی نگرفته است.در انجا که رسوای سزاوار توست رسوا نساخته است.وبرای بازگشت به خویش شرایط سنگین را مطرح نفرموده است.در گناهان تو را به محاکمه نکشیده و از رحمت خویش تو را نا امید نکرده است.بلکه بازگشت تو از گناهان را نیکی شمرده است.هر گناه تو را یک و هر نیکی تو را ده به حساب آورده است و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است.هرگاه او را بخوانی ندایت را میشنودو چون با او راز دل گویی راز تو را میداند.پس حاجت خود را با او بگوی و انچه در دل داری نزد ا و باز گوی.غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن تا غمهای تو را برطرف ودر  مشکلات تو را یاری کند""سینه خردمند صندوق راز اوست و خوشرویی وسیله دوست یابی و شکیبایی گورستان پوشاننده عیبهاست""اگر بر دشمنت دست یافتی خشیدن او را شکرانه پیروزی قرار بده""ترس با نا امیدی و شرم با محرومیت همراه است و فرصتها چون ابر میگذرند پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید.""ای فرزند ادم وقتی که دیدی خدا امواع نعمتها را به تو میرساند و تو معصیت کاری بترس!""کسی که مصیبت های کوچک را بزرگ به حساب اورد خداوند او را به مصیبتهای عظیم مبتلا میکند""دو تن نسبت به من هلاک شدند دوستی که زیاده روی کند و دشمنی که بیهوده و دروغ سخن گوید"

 

 

سحر به رنگ خون

آیا سحری به رنگ خون دیدی تو

محراب و تو منبری چنین دیدی تو

خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو

فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو

آن زاده کعبه و امین حرمین

افتاده میان خاک و خون دیدی تو

آن کس که ستیز خیبر و بدر و احد

چون شیر بغرید چنین دیدی تو

آیا تو درون ظلمت شام سیاه

نان آور کودک یتیم دیدی تو

آیا دل پرز خون و گریان چشمی

از جور زمانه و زمان دیدی تو

او زخم تن و زبان که در طول زمان

با جان به خرید و دم نزد دیدی تو

آیا زمیان مردم کوفه و شام

مظلوم تر از علی کسی دیدی تو

حالا

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادر شوهرش کنار بیاید و هر روز باهم جرّ و بحث می کردند.عاقبت روزی دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!داروساز گفت که اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود همه به او شک خواهند برد. پس معجونی به دختر داد و گفت : که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهرت بریز تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر می ریخت و با مهربانی به او می داد.هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد بمیرد. خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.داروساز لبخندی زد و گفت:دخترم نگران نباش آن معجونی که به تو دادم سم نبود، بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

بدون شرح!

تاثیر در اولین ملاقات

 گذاشتن تاثیری خوب در اولين قرار ملاقات برای ایحاد رابطه بـا دیـگران بسـیار مهم است. در مسائل کاری، تاثیر گذاری در اولـیـن قـــرار مـلاقـات بـرای ایـجـاد و بـرقـراری شـراکـت و رابطه ای سودمند و بادوام ضروری است.
شــاید طرف مقابل قصد کار کردن با شما را نداشته باشد، امـا شما باز باید همه ی سعیتان را در جلب نظر او بکنید و خـود را بـهـتـرین جـلـوه دهـید. به هر طریقی که باشد، چه رو در رو، چـه پـشت تلفن، چه در نامه یا ایمیل، باید تلاش کـنید که هر آنچه در چنته دارید را بیرون بریزید تا فرد مقابل مجذوب شود.
همه مـا مـمـکن است با افرادی روبه رو شویم که در همان بـرخـورد اول مـــجذوب شـده و دوست داشته باشیم آنها را بهتر بشناسیم یا با آنها وارد کار شویم. اکثر اوقات این افراد ا ز یکسری قانون های اصلی پیروی می کنند که باعث می شود بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابلشان بگذارند. در اینجا 6 نکته ی اصلی و مهم در این زمینه را برایتان آورده ایم.

ادامه نوشته

فریاد برای امدادگر

حجم آتش دشمن زیاد بود . هر بار که یک نفر می افتاد روی زمین همه صدا می زدند:امدادگر
و پسرک 14ساله ای سریع می دوید بالای سر مجروح ! یک بار که یک نفر افتاد و صورتش پر خون شد , هرچه قدر صدا زدند : امدادگر , پسرک نیامد !
همه منتظرش بودند اما نیامد , به بالای سر مجروح رسیدند , یکی پرسید :حالا مجروح کیه ؟
دیگری جواب داد : امدادگر !
.... خدا توفیق دهد که گوشه ای از حقوق شهدا را ادا کنیم ....

افکار دیگران

مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و  محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند. کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد ... به کمک او پرداخت.سپس کم کم وضع عوض شد.پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود بیاد.باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.کسادی عمومی شروع شده است.  اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.

همشاگردی سلام

در نگاه معصمومانه اش برق شادی و امید می درخشد ودنیای از رازهاو رمزها ی کودکانه در چشمانش موج می زند . بااحساس شیرین و دوست داشتنی و شیطنتی خاص تند وسریع گام بر می دارد و دستان کوچک و بچگانه اش را در دست مادر محکم می فشارد به نزدیکیهای مدرسه می رسد ، با نگاهی سرشار از عشق و محبت به مادر می نگرد و می خواهد مطلبی بگوید .ناگهان موجی از اضطراب ودلواپسی سراسر وجودش را دربر می کیرد و بغض گلویش را درهم می فشارد، فکر جدا شدن از مادر وتمامی وابستگیهایش طوفانی در وجودش بپا می کند ومی خواهد با تمام قدر ت وسرعت به خانه برگردد ...اما شوق همراه داشتن کیف و کتاب و دفترچه های رنگی، نمای زیبا و شاداب مدرسه که در آستانه درب آن ناظم با لبخندی مهربان همراه با شاخه ای گل به استقبالش آمده است در تصمیمش تردید ایجاد می کند ،دنیای پر از شادی ونشاط مدرسه چهره های خندان همکلاسیها ، بادکنکها و کاغذ های رنگی آویزان بر سر در کلاسها اورا به دنیای دیگر از زندگیش فرا می خواند ، ....یک آن دست مادر را رها می کند و دوان دوان همرا ه با نگاه مادرانه و دلسوزانه معلمش قدم به کلاس درس می گذارد.و دنیائی پر رمز و راز و پیچیده در برابرش گشوده می شود .... این صحنه های تکراری و بیاد ماندنی از کودکان سرزمینمان می باشد که در روز شکوفه ها شاهد حضور شان در مکانهای مقدس تعلیم وتربیت هستیم ، سرمایه های عظیمی که با توانائیهای بالقوه خود به دنیای جدیدی از زندگی اجتماعیشان قدم می گذارند ، وجود چنین صحنه های شوق بر انگیزی در ماه مهرماه شادابی و سَر زندگی، ماه یاداوری رویاها ی کودکانه ،ماه باز گشائی مدارس ،چه تعهد ، مسئولیت و رسالتی را برای ما تداعی می سازد ؟و نقش و جایگاه ما در این میدان وسیع و گسترده تعلیم وتربیت چه می باشد؟؟؟؟؟