همه انسان ها یا «قهرمانِ تغيير»اند یا «قربانىِ تقدير».

 در «دارِ گردون» و در «مدارِ قرون» 

تنها اصلی که «ثبات» و قابلیتِ «اثبات» دارد، 

«اصلِ تغییر» و «فصلِ تدبیر» است.

هر که از «کاروانِ تغییر بازمانَد»، در «طوفانِ تقدیر درمی مانَد». 

زمان،«رودی جاری» است که در گوش زمین «سرودی ساری» می سراید.

در این «رودِ روان» و «دریای خروشان»،

هر که با «شنا»،«آشنا» نیست،

در «خیزابِ خلوت» و «غرقابِ غفلت»غرق می شود. 

«گردانه زمان» و «گردونه زمین»،

نه «سَرِ ایستایی» دارد و نه «سِیرِ قَهقرایی». 

«انسانِ رهرو» باید «نو به نو»، 

«پا به پای زمان» و «پو به پویِ زمین»،  

هر «لحظه» و هر «لمحه»،

یا «تغییر» را بپذیرد،یا «تدمیر» را!