( خویشاوند الاغ )

روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد. شخصی که از آنجا عبور می کرد

اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟

ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم

به او اسائه ادب نمی کردم؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


( دم خروس )

یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت. ملا که دزد را

دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت: خروسم را بده ! دزد گفت: من خروس

ترا ندیده ام. ملا دفعـتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت

به دزد گفت: درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه

بیرون آمده است ، چیز دیگری می گوید.