کمی تامل
هفت بار خویشتن را با اندوه ملامت کردم:
نخستین بار هنگامی که تلاش کردم از راه نشیب به فراز برسم
دومین بار هنگامی که در برابر لنگ .لنگان راه میرفتم
سومین بار هنگامی که در میان سخت وآسان یکی را برگزیدم و آسان را انتخاب کردم
چهارمین بار هنگامی که به اشتباه افتادم اما اشتباه خود را به اشتباهی دیگر افکندم
پنجمین بار هنگامی که ناتوان شدم اما خود را توان مند پنداشتم
ششمین بار هنگامی که جامه خود را جمع کردم تا با گل زندگی آلوده نشود
و هفتمین بار هنگامی که در برابر خدا ایستادم تا ستایش کنم و پنداشتم ستایش در من یک فضیلت است
نخستین بار هنگامی که تلاش کردم از راه نشیب به فراز برسم
دومین بار هنگامی که در برابر لنگ .لنگان راه میرفتم
سومین بار هنگامی که در میان سخت وآسان یکی را برگزیدم و آسان را انتخاب کردم
چهارمین بار هنگامی که به اشتباه افتادم اما اشتباه خود را به اشتباهی دیگر افکندم
پنجمین بار هنگامی که ناتوان شدم اما خود را توان مند پنداشتم
ششمین بار هنگامی که جامه خود را جمع کردم تا با گل زندگی آلوده نشود
و هفتمین بار هنگامی که در برابر خدا ایستادم تا ستایش کنم و پنداشتم ستایش در من یک فضیلت است
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 6:58 توسط محمد عطاری
|