حالا
ولمن خاف مقام ربه جنتان
درتاریکیها هم می توان نوشت
گاهی تا بی نهایت های دور می روم
میان کهکشانها
از جاذبه سیاهچاله هایی که حتی نور را هم می ربایند می گریزم
گاهی تا اعماق دریاها و اقیانوس ها می روم و بدون اینکه حتی احساس
خفگی کنم به این وآن سو می نگرم
ولی وقتی بر روی زمین خاکی هستم
و نگاه های سرد مردمان و قلبهای سنگینشان و گوشهای ناشنوایشان
نگاهم را جلب می کند
هم احساس خستگی می کنم
و هم احساس خفگی
و هم نمی خواهم از سیاهچاله ها بگریزم
گواه سخنانم
همین آدمهای مجازی هستند
همین آدمهای حقیقی
چه فرقی می کند چه در دنیای مجازی باشند و چه در دنیای حقیقی
وقتی...........................
وقتی بر مسند قضاوت می نشینند و بر میز عدالت می کوبند
و همه را به سکوت دعوت می کنند
می تازند ومی تازند تا کی و کجا
ازکودکیم تا کنون
هیچ آیه ای ازقرآن کریم برایم
گنگ ونامفهوم نبوده است
گویی معجزه ای جاودان است
که هرکس به اندازه قدرت درکش از آن باری بر می جوید
نه احساس خستگی می کند
و نه احساس پوچی
تنها احساس آرامش است و لبخند رضایت
ولی اینان که برصفحات وبلاگها ونظرات می نویسند
فکر می کنند فهیم تریند
آنقدر........................................................
آنقدر کلمات وجملات را می پیچانند که هم خود را سر در گم می کنند وهم خواننده را
بعد نام محقق و اندیشمند و رمان نویس و... برخود می نهند
به بهایی اندک
به بهانه های واهی
به بهای غرور
به بهای فخر فروشی
به بهای بر دهان دیگری کوبیدن
به بهای ..............................
لیستی بردست گرفته اند و بهشتیان و جهنمیان را می خوانند
مشرکان و کافران را مشخص می کنند
و از یگانه معبود بی همتا نمی هراسند
گویی فراموش کرده اند :
ولمن خاف مقام ربه جنتان
درتاریکیها هم می توان نوشت
گاهی تا بی نهایت های دور می روم
میان کهکشانها
از جاذبه سیاهچاله هایی که حتی نور را هم می ربایند می گریزم
گاهی تا اعماق دریاها و اقیانوس ها می روم و بدون اینکه حتی احساس
خفگی کنم به این وآن سو می نگرم
ولی وقتی بر روی زمین خاکی هستم
و نگاه های سرد مردمان و قلبهای سنگینشان و گوشهای ناشنوایشان
نگاهم را جلب می کند
هم احساس خستگی می کنم
و هم احساس خفگی
و هم نمی خواهم از سیاهچاله ها بگریزم
گواه سخنانم
همین آدمهای مجازی هستند
همین آدمهای حقیقی
چه فرقی می کند چه در دنیای مجازی باشند و چه در دنیای حقیقی
وقتی...........................
وقتی بر مسند قضاوت می نشینند و بر میز عدالت می کوبند
و همه را به سکوت دعوت می کنند
می تازند ومی تازند تا کی و کجا
ازکودکیم تا کنون
هیچ آیه ای ازقرآن کریم برایم
گنگ ونامفهوم نبوده است
گویی معجزه ای جاودان است
که هرکس به اندازه قدرت درکش از آن باری بر می جوید
نه احساس خستگی می کند
و نه احساس پوچی
تنها احساس آرامش است و لبخند رضایت
ولی اینان که برصفحات وبلاگها ونظرات می نویسند
فکر می کنند فهیم تریند
آنقدر........................................................
آنقدر کلمات وجملات را می پیچانند که هم خود را سر در گم می کنند وهم خواننده را
بعد نام محقق و اندیشمند و رمان نویس و... برخود می نهند
به بهایی اندک
به بهانه های واهی
به بهای غرور
به بهای فخر فروشی
به بهای بر دهان دیگری کوبیدن
به بهای ..............................
لیستی بردست گرفته اند و بهشتیان و جهنمیان را می خوانند
مشرکان و کافران را مشخص می کنند
و از یگانه معبود بی همتا نمی هراسند
گویی فراموش کرده اند :
ولمن خاف مقام ربه جنتان
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 9:28 توسط محمد عطاری
|