مادر می رفت تو کوچه ها، یک گل ناز و نازنین

یه دست نامحرم اومد، مادرو انداخت رو زمین

نزول کوثر شده باز، یا زمین! اومد آسمون

غلت میخوره به روی خاک یه بانوی قامت کمون

نمی بینه جایی رو که، دست می کشه دور و برش

یه کودک خسته میشه عصای دست مادرش

با یه دستش راه میبره مادر خوب و خسته رو

با یه دستش پیدا میکرد گوشواره ی شکسته رو

تو گرد و خاک کوچه ها راه خونه گم شده بود

پسر می بُرد مادرشو با تن خاکی و کبود

دوتایی غمگین  اومدن تو خونه ی ماتم زده

چه سخته موندن توی یه آشیونه ی غم زده

تو خونه ای که هر گوشه ش از غریبی داره نشون

یه در نیم سوخته داره، یه دیوار غرق به خون

زمزمه های این خونه گریه و اشکه تا سحر

هی صدای ناله میاد تا قیامت از پشت در

صدای ناله میاد تا قیامت از پشت در

صدای ناله میاد تا قیامت از پشت در

صدای ناله میاد تا قیامت از پشت در 

صدای ناله میاد تا قیامت از پشت در