خدایا!

به ما توفیق بده:

«تلاش در شکست» و «صبر در بن بست»،

 «جهاد بی ساز و برگ» و «اجتهاد تا لحظه مرگ»،

«پویشِ راه،بی همراه» و «بخششِ گناه،بی گُواه»؛

«کارِ بی پاداش» و «ابتکارِ بی شاباش»؛

«فداکاری در سکوت» و «پایداری در برابر طاغوت»؛

«دینِ بی دنیا» و «دعای بی ادّعا»؛

«خوبی بی نمود» و «جهدِ بی جمود»؛

«عظمتِ بی نام» و «عزّتِ بی فرنام»؛ 

«خدمتِ بی نان» و «رحمتِ بی کران»؛

«ایمانِ بی ریا» و «وجدانِ نامیرا»؛

«گُستاخی بی خامی» و «سنگلاخی پیشگامی»؛

«مناعتِ بی غرور» و «قناعتِ بی قصور»؛

«عشقِ بی هوس» و «آزادیِ بی محبس»؛ 

و چون «شمع» در میان «جمع»

«تنهایی در انبوه» و «شکوفایی در شکوه».

خدایا!ما «بنده» ایم و «شرمنده». 

از ما «خطا» خیزد و از تو،«عطا».

همه آن چه را که «گفتیم» و آن چه  را که «نهفتیم»،

نه در «سازه طاقت» و «اندازه لیاقتِ» ما،

که در شَانِ «قاموسِ رحمت» و «اقیانوسِ مغفرتِ» توست،

در این جا ما را «هدایت» و در آن جا به ما «عنایت» فرما!