ازدواج ،«کتابِ نانوشته» است با «سراب سرشته» . 

آفرینشگر این کتاب ،«وصلِ نوشین» و «فصل نخستینِ» را 

در قالبِ «شور و شار» و «شعر و شعار» سروده ،

ولی «اصول دفتر» و «فصولِ دیگر» را 

به صورت نثر «انگاشته» و نانوشته «گذاشته».

«شعرها،زیبا» هستند و «شعارها،فریبا»،

نثرها هم می توانند «بسی زیبا» و «بسیار فریبا» باشند.

نثرها را نه «سران»،که «همسران» می نویسند! 

این «همسران هوشیار» و «همسفران دوستدار» هستند،

که می توانند«سایرِ فصول» را تا «آخرِ اصول»

در «کتاب زندگی» و «آفتاب ارزندگی»، 

«باصفا بینگارند» و «زیبا بنگارند» !

 بیاییم نه تنها «انتخاب بهشت»،که «کتاب سرنوشت» را نیز خود «بنگاریم»

 و «شادی جاودانه» را در «آزادی از هر بهانه» «بینگاریم»!