ذهن متحجّران ،«زنداني بي پنجره» است و «دروني بي حنجره» . 

نه هستي را آن گونه كه هست، «مي توانند بنگرند» 

و نه تفسير آفرينش را «مي يارند كه بنگارند». 

در درگاه الهی راه «درکِ تقرُّب»،«ترکِ تعصُّب» است. 

راه خدایی شدن نه تنها «طاعت»،که «شجاعت» هم هست.

شجاعتی که انسان بتواند «گیرهای تعصُّب» و «زنجیرهای تصلُّب» را بگسلد.

«ذهن سیّال» و «مغز فعّال»

در «روند تفکُّر» و «فرایند تدبُّر» ممکن است 

گاهی «خطِّ خطا بپوید» و «سودِ سودا بجوید»،

در این صورت باید به «جوانِ فرجاد» و «انسانِ آزاد» حق داد

تا از راه «خطا و آزمون» و نیز «ظنّ و ظنون» 

بدون این که «از چاه بهراسد»،«راه را بشناسد»!

زیرا نه تنها «اشتباه»،که «گناه» نیز 

از «شقوقِ مقدّم» و «حقوقِ مسلّم» انسان آزاد است!