حالا
من … هستم ازقدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد...
اگر زندگیتان بالا و پایین نداشته باشد، این یعنی مرده اید....
خدایا تو را شکرگزارم به خاطر شبهایی که تبدیل به صبح شدند،رویاهایی که به حقیقت پیوستند و دوستی هایی که به عشق تبدیل شدند.
گاهی آدمها زیبایند نه به خاطر چهره یا کلامشان، بلکه صرفاً به خاطر آنچه که هستند،
خود واقعیشان و اصالت حقیقی شان ...
دست به دامن خدا که میشوم ...چیزی آهسته درونم به صدا می آید که : نترس !!!از باختن تا ساختن دوباره ، فاصله ای نیست ...
گاهی آنقدر خدا زود به خواسته هایمان جواب می دهد که باورمان نمی شود از طرف او بوده.اینجاست که میگوییم،«عجب شانسی آوردم»!!!
هيچچيز و هيچكس نميتواند تو را نگران كند اگر او را كه مراقب توست باور كني.
برخی اشکهای تلخی که بر گورها میچکند، حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان میآمدند. یکی از فرقهای انسان با خدا این است که: انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند!ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی ...
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است آرام، بی صدا، همیشگی ...
این روزها چقدر یادمان می رود زندگی کنیم...
پروردگارا ... مهارت مراقبت از آنچه را که به ما بخشیدهای در قلبمان بکار ما در از دست دادن استاد شدهایم...
تلنگر کوچکی است باران وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست...روزی میرسد که فقط یک خاطره خواهی بود،پس نهایت تلاشت را بکن تا خاطرهای خوش باشی...چه خوب بود، گاهی خانوادگی به تماشای آسمان می نشستیم و درباره آسمان صحبت می کردیم...
همواره به آینده فکر کن ... هنوز کتاب هایی برای خواندن غروب هایی برای تماشا کردن
و دوستانی برای دیدن وجود دارند...