محرم هم اومد
سنگ صبورم کی می تونه باشه .؟خدا می دونه.!
آن غباری کز فلک چشم ملک را طوطیاست
خاک درگاه سپه سالار شاه کربلاست
اسم اعظم نیست گر اسمش بود اسم عظیم
چون که هر بیچاره و درمانده را مشکل گشا ست
محرم هم اومد، ماه عاشقیامون، بوی خون، بوی دلبستگی هامون، بوی بی کسی هامون،بوی تنهاییامون،بوی جنون.... یادش بخیر پیرهن مشکی هامون، زنجیرهامون،هیات گرفتنامون، سینه زدنامون، گریه کردنامون،نذری دادن ونذری گرفتنامون ، نوحه هامون، مرثیه هامون، خاکی شدنامون،غریب دیدنامون، تشنگی چشیدنامون.... ولی یا درک نکردنامون یا مشکل درک کردنامون، درست حس نکردنامون،باز کردن چشمای سرمونوبستن چشمای دلامون،دیدن این همه عظمت ولی نفهمیدن عظمت ها ،شنیدن تذکره ها ونفهمیدن تذکره ها وخیلی خیلی خیلی دیگه که بر خواسته از ظاهر امره ولی باتنش رو نفهمیدنامون........ما می ، می شنویم از نامردی زمانشون که درعرض یک شب بیش از چندصد هزار دعوت نامه که برای آقا ارسال شد و تبدیل به سند قتل آقا شد. اونایی که به طفل شش ماهه، به دختر سه ساله، به جوان سیزده ساله وبه صغیرو كبير رحم نکردن مگر نه اینکه همین آب مهریه زهرا(س) بود، چرا از فرزندانش دریغ کردن ، مگر نه اینکه آنها خاندان سفارش شده پیغمبر بودن. پس اینگونه چرا به سفارش پیغمبر عمل کردند، حالا همه اينها یه طرف ، طفل شش ماهه چه گناهی داشت ، ای خدا ،نمی دونم دیگه چی بگم. گفتنش سخته ،. درک کردنش هم سخت تر. کاش بتونیم فقط درک کنیم آنهم درک صحیح. امام حسین فقط نرفت كه شهید بشه و ما براش عزاداری کنیم، گرچه اگر تا قیامت هم عزاداری کنیم باز هم کم عزاداری کردیم، زینب در شام وکوفه هم گفت ای ملت شام و کوفه بگریید بر این کارتان که امیدوارم هیچ گاه دیگر لبانتان به خنده باز نشود وصبح وشام دمادم فقط گریه کنید، نمی خواهیم که فقط ما هم گریه کنیم، ما باید اصل ماجرا را درک کنیم، این که امام حسن صلاح امت را در این دید که بامعاویه صلح کند و امام حسین صلاح را دراین دید که شهید شود،در صورتی که می دانست شهادت و اسارت برای قومش حتمی است. ولی با شهادتش خیلی چیزها رو زنده نگاه داشت . ای خدا ........ خدایا به حق امام حسین (ع) وخانواده غریب و تنهایش به ما بفهمان همه آنچه را که باید در این محرم بفهمیم، نمی خواهيم همین طور به سر وسینه بزنيم بدون اینکه قصدمان را از سروسینه زدن نفهمیده باشیم.ای امام خوبی ها ، تورا هنوز هم نمی شناسند و تو را هنوز هم نمی شناسیم ، هنوز خطابه و رجز های تو آشنای زندگیمان نیست، شاید دل کوفه نشینان بیدار نشده و شاید روحمان هنوز کربلایی نگشته است. شاید هنوز عزم دیار عشق نکرده ایم ، شاید هنوز در راه تو از حرف فراتر نرفته ایم. شاید هنوز با انگیزه قیام و اهداف بلند تو آشنا نشده ایم، شاید هنوز با امر به معروف و نهی از منکر بیگانه ایم، شاید هنوز نماز ظهر عاشورایت بر تارک زندگیمان قرار نگرفته است و شاید هزاران شاید دیگر.یابن رسول الله (ص) دستمان را بگیر تا در کوفه نفس نمانیم، یاریمان کن تا در اسارت خویش رها شویم و در رکاب تو به کربلا بیابیم. ما را شبی به خلوت راز و نیازت مهمان کن تا مگر شمیم ولایی نیایشت روح و جسممان را نوازش و تطهیر ووجودمان را کربلایی کند. ای پسر فاطمه (س)کمکمان کن تا از قافله همیشه در حرکت کربلا عقب نمانیم.خداوندا بر ما بسی عزت و بزرگواری همین است که ما بنده توايم و تمام افتخارمان این است که تو پروردگار مايي....