185
من سختي ها و چالش هاي دنيا را نه تنها مشكل جامعه خود ، كه مسئله مبتلابه همه كشورهاي توسعه نيافته ديدم، مشكل ما نا آگاهي است. بايد نور آگاهي بر تيرگي ها بتابانيم تا خود را رها كنيم
من داشته های دیدنی را دیدم و با انباشته های نادیدنی سنجیدم. آن، چشم غافل را می انبارد و این، چشم دل را.
من از بین همه پدیده هاي دست ساز بشر را که دیدم، هیچ ساخته ای برتر و بهتر از جاده ندیدم. جاده ها رود زلال اند و سرود وصال می خوانند. مهاجران را به کمال می رسانند و مهجوران را به وصال.
من عادت را دیدم که دستان ما را هوشمندتر مي سازد و هوش ما را بي دست و پاتر
من آزادی قلم و مطبوعات را برترین و بهترین شیوه پیکار با هرگونه فسادی دیدم. در يك جامعه آزاد همه مسئولان و قدرتمداران خود را در اتاقی شیشه ای می بینند که هر گونه اقدام آنان زیر نظارت هزاران جفت چشم های کنجکاو قرار دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11:47 توسط محمد عطاری
|