شش نفر بوديم...
دو ساعتي ميشد كه توي آسانسور گير كرده بوديم...
.
ديگه هوامون داشت تموم ميشد...
.
.
داشتيم نفسهاي آخر رو ميكشيديم كه يهو يه نفر دست كرد توي 
.
..
.
كيفش و يه پاكت چيپس در آورد و سريع درش رو باز كرد...
با هوايي كه توي پاكت چيپسه بود تونستيم دو ساعت ديگه دوم بياريم؛ تا تيم امداد برسه و نجاتمون بده!!!