امروز  توی تاکسی نشسته بودم ، ملودی عاشقانه ای  در حال پخش بود . یک آن به بیرون نگاهی انداختم . ناخوداگاه صدای موسیقی  را با حرکت مردم تطبیق دادم، اما هیچ هماهنگی نداشت . مردم همه با جنب و جوش در حال حرکت بودند . به این نتیجه رسیدم که ملودی های عاشقانه دورانش گذشته است چرا که آرامشی در زندگی مردم وجود ندارد . و همه  مدام در حال دویدن هستند. و کسی نمی ایستد تا اطرافش را ببیند. لطلفت هوایی که بوی باران دارد را  لمس کند  . زمین نم زده را ببیند .  یاد این جمله معروف افتادم ، گرسنگی نکشیده ای عاشقی یادت برود.