وقتي كه تنهاييم دنبال دوست مي گرديم،   وقتي پيدايش كرديم دنبال عيب هايش مي گرديم،  و وقتي كه ازدستش داديم،درتنهايي دنبال خاطراتش ميگرديم. 

دیگر هر روزم آغازی نو نیست، هر روزم تکراری دیگر است. هر روزم با تنی خسته ، دلی شکسته ،حرفهایی نگفته و بختی خفته آغاز میشود.و من در لابه لای دیروزهای مرده ام و امروزهای اسیر شده ام،دل به فرداهایی محال بسته ام.فریادم این شده که (عقل ها را باید شست،جور دیگر باید اندیشید) چون دیگر چشمی برای شستن نمانده...