خدای من همان خدایی است که هر صبح سلامش می کنم و می گویم:
امروز بیشتر از بقیه روزها مواظبم باش...امروز یک شانس دوباره برای زندگیست
من قدرش را میدانم...تو هم کمکم کن

خدای من همانیست که هر شب قبل از خواب یادش میکنم و از او می خواهم فردا روز دیگری باشد...فارغ از همه ی سایه روشن های امروز...فردا را رنگی می خواهم خدا..رنگش سبز باشد یا آبی...زرد باشد یا بنفش فرقی نمی کند...فقط یکرنگ باشد

خدای من همان خداییست که وقتی میخندم،یادم میاید او مرا می خنداند و وقتی گریه می کنم میدانم امتحان دیگریست...خدا امتحان های سخت از من می گیرد ولی تقلب هم زیاد میرساند...دور از چشم همه

من خدایی دارم به زیبایی یک پروانه...به بزرگی یک اقیانوس...به مهربانی یک مادر...
به بی توقعی یک پدر...

خدایی که خانه اش همین حوالی است...دیوار به دیوار قلبم