عشق
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سال ها هست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز .دفتر عمر مرا ... دست ایام ورق ها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز . در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی منم آن عاشق بازنده هنوز . آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش گر که گورم بشکافند عیان می بینند زیر خاکستر جسمم باقی است آتشی سرکش و سوزنده هنوز
دلم از مهر تو آکنده هنوز .دفتر عمر مرا ... دست ایام ورق ها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز . در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی منم آن عاشق بازنده هنوز . آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش گر که گورم بشکافند عیان می بینند زیر خاکستر جسمم باقی است آتشی سرکش و سوزنده هنوز
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 12:31 توسط محمد عطاری
|