141
من فرقي بين قطره و اقيانوس نديدم، زيرا مهم اين است كه آسمان در سيماي زلال و سينه سيال او جلوه گر باشد.
من كاخ خوشبختي را بر چهار ستون استوار ديدم: فراموشي غم هاي گذشته،فراموش نكردن عبرت هاي گذشته ، غنيمت شمردن حال و اميدواري به آينده.
من شاهین را سریع ترین و کرکس را بلندپروازترین پرنده دیدم؛اما... ...اما ندانستم در این شتاب شکوهمند و پرواز بلند آن كه مرزي را نمي شناسد و از هيچ لرزي نمي هراسد شاهين فكر و كركس ذكر است كه سينه سپهر را درنورديده و گنجينه مهر را ديده اند.
من آغاز عمر واقعی هر انسان را از لحظه ای دیدم که خود می اندیشد و راه مي سپارد و بر لوح باور خود، سرنوشت خود را مي نگارد.
من آفتاب را ديدم كه تنها به گياهاني نور و گرمي مي بخشد كه دانه را چاك كرده و سر از خاك به درآورده باشند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15:39 توسط محمد عطاری
|