140
من خوشبختی را دیدم که به سراغ کسانی می رفت که فرصت اندیشیدن به بدبختی را نداشتند.
من دریادلانی را دیدم که هر سنگی را بداندیشان به سوی آنان پرتاب می کردند، آنان به جاي متلاطم شدن سنگ را در ژرفاي سينه گسترده خود غرق مي كردند.
من انسان هاي شجاع را ديدم كه خوشبختي و بدبختي را چون دست هاي راست و چپ هر دو را به كار مي گرفتند.
من زندگي را چون نگارگري بدون پاك كن ديدم ، بنابراين كوشيدم به گونه اي نقش بيافرينم كه نياز به پاك كردن نداشته باشد.
من لازمه خوشبختي را حذف افكار كهنه ديدم نه جذب چيزهاي تازه.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11:30 توسط محمد عطاری
|