حالا
انسان های بزرگ دو دل دارند : دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است
آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛برای آنها تنها نشانه ی حیات؛ بخار گرم نفس هایشان است کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟ ...
گاه کوچکم میبینی گاه بزرگ نه کوچکم نه بزرگ خودت هستی که گاه دور میشوی
گاه نزدیک
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 17:29 توسط محمد عطاری
|