آسمان را گفتم/می توانی آيا/بهر يک لحظه خيلی کوتاه روح مادر گردی/صاحب رفعت ديگر گردی/گفت هرگز/من برای اين کار/کهکشان کم دارم/نوريان کم دارم/مه وخورشيد به پهنای زمان کم دارم خاک را پرسيدم/می توانی آيا/دل مادر گردی/آسمانی شوی وخرمن اخترگردی/گفت هرگز!!!/من برای اين کار/بوستان کم دارم/در دلم گنج نهان کم دارم/اين جهان را گفتم/هستی کون ومکان را گفتم/می توانی آيا/لفظ مادر گردی/همه رفعت را/همه عزت را/همه شوکت را/بهر يک ثانيه بستر گردی/گفت هرگز!!!/من برای اين کار/آسمان کم دارم/اختران کم دارم/رفعت وشوکت وشان کم دارم/عزت ونام ونشان کم دارم/آن جهان راگفتم/می توانی آيا/لحظه يی دامن مادر باشی/مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی/گفت هرگز!!!/من برای اين کار/باغ رنگين جنان کم دارم/آنچه در سينه مـــادر بود آن کم دارم/روی کردم با بحر/گفتم اورا آيا/می شود اينکه به يک لحظه خيلی کوتاه/پای تا سر همه مادر گردی/عشق را موج شوی/مهر را مهر درخشان شده دراوج شوی/گفت هرگز!!!/من برای اين کار/ بيکران کم دارم/ناقص ومحدودم/بهر اين کار بزرگ/قطره يی بيش نيم/طاقت وتاب وتوان کم دارم.صبحدم را گفتم/می توانی آيا/لب مادر گردی/عسل وقند بريزد از تو/لحظه حرف زدن/جان شوی؛ عشق شوی؛ مهر شوی؛ زرگردی/گفت هرگز!!!!/گل لبخند که رويد زلبان مادر/به بهار دگری نتوان يافت/دربهشت دگری نتوان جست/من ازآن آب حيات/من ازآن لذت جان/که بود خنده اوچشمه آن/من ازآن محرومم/خنده من خاليست/زآن سپيده که دمد ازافق خنده او/خندهء او روح است/خنده او جان است/جان روزم من,لذت جان کم دارم/روح نورم من, روح و روان کم دارم/کردم از علم سوال/می توانی آيا/معنی مادر را/بهر من شرح دهی/گفت هرگز!!!/من برای اين کار/منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم/قدرت شرح وبيان کم دارم/درپی عشق شدم/تا درآئينه اوچهره مادر بينم/ديدم اومادربود/ديدم اودردل عطر/ديدم اودرتن گل/ديدم اودردم جان پرورمشکين نسيم/ديدم او درپرش نبض سحر/ديدم او درتپش قلب چمن/ديدم او لحظه روئيدن باغ/از دل سبزترين فصل بهار/لحظه پرزدن پروانه در چمنزار دل انگيزترين زيبايی/بلکه او درهمه زيبايی/بلکه او درهمه عالم خوبی, همه رعنايی/همه جا پيـــــدا بود/همه جا پــــيدا بود