داستان كوتاه
درهاي اتوبوس با زور و فشار به جمعيت بسته شدند و اتوبوس حركت كرد .مسافران با دست جلوي بيني و دهانشان را گرفتند و صداي اعتراضشان بلند شد :
كدوم بي انصافي سير خورده ؟....
چرا ملاحظه نمي كنين .... اين همه آدم سوارن.....
اگه فرهنگ اتوبوس نداري سوار نشو ......
راست ميگه .... نگه دار پيادش كن ... نگه دار...
راننده سرش را به عقب برگرداند ، خنديد و گفت :
باشه .... ولي بعدش كي رانندگي كنه ؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 22:59 توسط محمد عطاری
|