از علامات قيامت آن است كه مردم نماز را خراب مي كنند و از شهوات پيروي مي كنند و تمايلشان به سوي هواي نفساني است ، مال را بزرگ مي شمارند و دين را به دنيا مي فروشند و در چنين شرايط و موقعيتي همانطور كه نمك در آب حل شود دل مومن و اندرون او آب مي شود چون منكرات را در برابر خود مي بينند و قدرت تغيير و اصلاح آن را ندارند  در آن هنگام زنان بر مردان حكومت مي كنند و با كنيزان مشورت مي نمايند و بچه ها (كه كنايه از افراد بي بصيرت و دانش است) بر منبرها بالا مي روند  و بر مردم خطبه مي خوانند و زمام امور تبليغاتي مردم را اين افراد كم تجربه و كم خرد در دست مي گيرند..دروغ گويي و دروغ پردازي  از كارهاي فكاهي و ظريف شمرده مي شود .دادن ذكات مال را ضرر غرامت مي پندارند . هر گونه دسترسي به بيت المال و ربودن اموال عامه را غنيمت و بهره مي شمارند.مردم با پدر و مادر خود جفا  مي كنند و به آنها بي اعتنايي نموده آنها را سبك مي شمارند و از اداء حقوق واجب و احسان به آنها بر نمي آيند ولكن به دوستان خود احسان و نيكي مي كنند.در آن هنگام ستاره دنباله دار طلوع مي كند.