السلام علیک یا ابا صالح المهدی
تو را حس میكنم امشب بر این چشمان بیسویم
قدمگاه تو را هر شب به آب دیده میشویم
مباد آن شب كه می آیی دلم در كوچهها باشد
كه یادت میبرد ما را به این سو و به آن سویم
و من در پنج فصلیات هوای دیگری دارم
تو میدانی كه پائیزم و تنها با تو میرویم
بیا یكسر خرابم كن چه سود از بی تو بودنها
تو ای مفهوم آدینه تو را هر روز می جویم
قدمگاه تو را هر شب به آب دیده میشویم
مباد آن شب كه می آیی دلم در كوچهها باشد
كه یادت میبرد ما را به این سو و به آن سویم
و من در پنج فصلیات هوای دیگری دارم
تو میدانی كه پائیزم و تنها با تو میرویم
بیا یكسر خرابم كن چه سود از بی تو بودنها
تو ای مفهوم آدینه تو را هر روز می جویم
همه زخمی دارند که درمانگری جز منجی ندارد که فردا از افق انتظار بر خواهد آمد
+ نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 20:8 توسط محمد عطاری
|