حالا
میگویند من هنوز
نتوانستهام باور کنم
تو مردهای
باور نکن تو این حرفها را
بخدا من هر شب میآیم در بزنم
اما خانهات نیست
از تیر برق بالا میکشم
اتاقت نیست
پیت نفت افتاده توی حیاط
چراغت نیست
سپردهام به این تاک
هر وقت آمدی
کمی از این قصههای تلخ را
توی دهانت بچکاند
خواب مرا که سنگها دزدیدهاند
نتوانستهام باور کنم
تو مردهای
باور نکن تو این حرفها را
بخدا من هر شب میآیم در بزنم
اما خانهات نیست
از تیر برق بالا میکشم
اتاقت نیست
پیت نفت افتاده توی حیاط
چراغت نیست
سپردهام به این تاک
هر وقت آمدی
کمی از این قصههای تلخ را
توی دهانت بچکاند
خواب مرا که سنگها دزدیدهاند
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 17:33 توسط محمد عطاری
|