<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>به تماشا سوگند واژه ای در قفس است!!!!</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com</link>
<description>مسافر غریبم بیا ! بیا که اینجا همه آشنایند!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 30 Mar 2024 00:53:01 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تو زنده ای</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3432</link>
<description>☘هر کس دنیا را از زاویه دید خود قضاوت می‌کند. گاهی بهتر است جای خود را برای‌ بهتر دیدن عوض کنید. هیچ وقت در زندگی‌تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید. همهٔ ما بارها این جمله را شنیده‌ایم که «بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟» اما مرگ بدترین اتفاقی که ممکن است برای‌تان رخ دهد نیست!» بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن، از درون بمیرید....☘</description>
<pubDate>Sat, 30 Mar 2024 00:53:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3432</guid>
</item>
<item>
<title>زمین چرکین است</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3431</link>
<description>آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است</description>
<pubDate>Wed, 03 Jan 2024 15:40:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3431</guid>
</item>
<item>
<title>درد سنگین</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3430</link>
<description>من انسانی را دیدم که از «پگاه برگ» به «شامگاه مرگ» رسید؛ ولی هیچ «رنجی ژرف تر» و «شکنجی شگرف تر» از این «جانش را نَخَست» و «دلش را نشکست» ، که دوستانش او را «جاهلانه نشناختند» و «ناشیانه باختند»، ولی دشمنانش او را «خصمانه شناختند» و بر او «بی رحمانه تاختند»! خدایا! چه سخت است این «دردِ سنگین» حتّی برای یک «مرد پولادین»!</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2020 17:31:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3430</guid>
</item>
<item>
<title>خدا یا کد خدا</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3429</link>
<description>من «شهریاری» را دیدم که در «شهر،یاری»ندارد. ولی همۀ «خیارات» و «اختیارات» را در وجودِ خود متمرکز کرده، و در برابرِ هر «کس» و هر«حسابرس»، خود را نه «پاسخگو»،که حتّی «اُلگو» می داند! در این شهر آنان که در ادارۀ امور «نقش» دارند،«نقشه» ندارند و آنان که «نقشه» دارند،در ادارۀ امور «نقشی» ندارند! او بسیار «بیداد می ورزد»،بنابراین از هر «فریاد می لرزد». «لَخت ترین اِعتراض به حُکّام» به «سخت ترین اِعراض از نظام» می انجامد و کوچک ترین «انتقاد» به عنوان بزرگ ترین</description>
<pubDate>Fri, 14 Jun 2019 05:29:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3429</guid>
</item>
<item>
<title>1397</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3428</link>
<description>سال ۱۳۹۷ تمام شد ... دارم فکر می کنم ؛ به روزهایی که رفت ... به لحظاتی که خندیدیم ... لحظاتی که اشک ریختیم ... و تمامِ ثانیه هایی که کنارِ عزیزانمان گذشت ... با سرعت ، مرور می کنم ؛ اتفاقاتِ خوب و بدی را که برایمان افتاد ... آدم هایِ جدیدی را که وارد زندگی مان شدند ... و آدم هایی را ... که از زندگی مان رفتند ... دیگر قرار است یک جمله ی &quot;یادش بخیر&quot; قبل از خاطراتِ خوبِ امسالمان بیاید ... قرار است امسالمان بشود ؛ &quot;پارسال&quot; ...</description>
<pubDate>Thu, 21 Mar 2019 04:57:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3428</guid>
</item>
<item>
<title>مدار روزگار</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3427</link>
<description>انسان های «روزگار» بر دو «مدار» «راه می پویند» و «همراه می جویند». گروهی «عقلانی می اندیشند» ،بنابراین کمتر «نفسانی می پریشند»؛ ولی گروه دیگر «اجیرِ فَرناس» اند و «اسیرِ احساس». آنان هر «پراتیکِ حیات» را با «تحریکِ احساسات» پاسخ می دهند، ولی اینان هر «گفت وگوی نقل» را نیز با «ترازوی عقل» می سنجند. آنان «شور» را برمی انگیزند و اینان،«شعور» را. آنان مردم را «کور» می خواهند و اینان،«فکور»! آنان خود را «مُراد» می خواهند و مردم را «مُرید»، ولی اینان خود را</description>
<pubDate>Wed, 20 Feb 2019 02:28:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3427</guid>
</item>
<item>
<title>نادانی</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3426</link>
<description>نادانی نه «ندانستن» است و نه «نتوانستن»، بلکه مقاومت در برابر «نورِ پگاهی» و «شعور و آگاهی» است. «گوهرِ دانایی» و «جوهرِ توانایی» در هیچ کس مطلق نیست. هر کس به «بازۀ ظرافت» و «اندازۀ ظرفیّت» ، می تواند از این «ساد،سود» جوید و از این «فرناد،فرنود»! هر کس در «دانش» و «بینش»، خود را «مطلق» داند،بی شک «احمق» است. بنابراین هیچ کس از «دانش زایی» و «بینش افزایی» بی نیاز نیست.</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2019 16:44:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3426</guid>
</item>
<item>
<title>«بانگِ رحیل» و «آهنگِ گُسیل»</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3425</link>
<description>همه «آدمیان» در این «جهان» «دمی می آیند» و «بازدمی می آسایند» و آنگاه که «بانگِ رحیل» و «آهنگِ گُسیل» برخاست، «سر از سیره سراب» برمی دارند و «پای بر تیره تراب» می گذارند. همه به «وفای خویش می بالند» و از «جفای بیش می نالند». هر انسان خود مسئول «ساختنِ سرشت» و «پرداختنِ سرنوشت» خویش است. «ابلیس» با همه «تلبیس»، بر هیچ «انسان مختار» بدون هیچ «اجبار»، «سُلطه ای جبری» و »تسلّطی هُژَبری» ندارد. این ما انسان ها هستیم که از او «پیروی» و حتّی «تندروی» می کنیم!</description>
<pubDate>Mon, 17 Dec 2018 02:23:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3425</guid>
</item>
<item>
<title>«ستایش» و «نیایش»! </title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3424</link>
<description>خدایا! به ما توفیق بده: «تلاش در شکست» و «صبر در بن بست»، «جهاد بی ساز و برگ» و «اجتهاد تا لحظه مرگ»، «پویشِ راه،بی همراه» و «بخششِ گناه،بی گُواه»؛ «کارِ بی پاداش» و «ابتکارِ بی شاباش»؛ «فداکاری در سکوت» و «پایداری در برابر طاغوت»؛ «دینِ بی دنیا» و «دعای بی ادّعا»؛ «خوبی بی نمود» و «جهدِ بی جمود»؛ «عظمتِ بی نام» و «عزّتِ بی فرنام»؛ «خدمتِ بی نان» و «رحمتِ بی کران»؛ «ایمانِ بی ریا» و «وجدانِ نامیرا»؛ «گُستاخی بی خامی» و «سنگلاخی پیشگامی»؛ «مناعتِ بی غرور» و</description>
<pubDate>Wed, 21 Nov 2018 17:53:23 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3424</guid>
</item>
<item>
<title>«ژنِ خوب» یا «وِرژنِ مرغوب»</title>
<link>https://m-attari.blogfa.com/post/3423</link>
<description>در یک «جامعه سالم» با مدیریت یک نظامِ «مردم سالارانه مداوم»، برای رسیدن به «موجِ موفّقیّت» و «اوجِ مقبولیّت»، نه «سانسور» وجود دارد و نه «آسانسور»؛ بلکه هر «فرد» با هر گونه «شگَرد»، می تواند خود به طورِ «آزاد» و در «حدِّ استعداد»، «پلّکانِ رشد» و «نردبانِ رشاد» را از «دورانِ کودکی»،«یکی یکی» بپیماید. در چنین «جامعه ای» هیچ «قائمه ای»، جز «قانونِ عادلانه» نمی تواند «ستونِ این آشیانه» را برپا نگه دارد تنها «آیینِ جلالت»،اجرای «موازینِ عدالت» است.</description>
<pubDate>Sat, 27 Oct 2018 16:52:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>m-attari</dc:creator>
<guid>m-attari.blogfa.com/post/3423</guid>
</item>
</channel>
</rss>
